ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )
171
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )
است و هرگز فرار نمىكند ؛ و خدا و پيامبرش را دوست ميدارد ، و خدا و پيامبرش او را دوست ميدارند ، و على بن ابى طالب را خواست ، در حالى كه او درد چشم داشت ، و آب دهانش را به چشم او ماليد چشمش را باز كرد مانند آنكه هرگز درد چشم نداشت ، فرمود : اين علم را بگير و برو تا خدا بوسيله تو فتح كند على بيرون آمده و دوان دوان ميرفت ، و من پشت سر او ميرفتم ، تا علم را روى سنگى زير حصار كوبيد از بالاى حصار مرد يهودى آگاه شده و گفت : تو كيستى ؟ فرمود : على بن ابى طالبم ، پس به ياران خود رو كرده و گفت : قسم به آن خدائى كه تورات را بر موسى نازل كرده شما مغلوب شديد ، و قسم به خدا برنگشت تا خدا با وسيلهء او خيبر را فتح كرد . ( 1 ) 218 - خبر داد بما ابو غالب محمد فرزند احمد فرزند سهل نحوى كه نقل كرد بما ابو عبد اللَّه محمد فرزند على سقطى ( املاء ) كه حديث كرد بما ابو محمد يوسف فرزند سهل قاضى كه حديث كرد بما حضرمى كه نقل كرد بما عبد اللَّه فرزند حكم كه حديث كرد بما ابو نضر كه نقل كرد بما عكرمه كه گفت : خبر داد به من اياس فرزند سلمة گفت : خبر داد به من پدرم گفت : بتحقيق رسول خدا ( ص ) مرا بسوى على ( ع ) فرستاد ، و فرمود : البته علم را امروز به مردى مىدهم كه خدا و پيامبرش را دوست ميدارد ، و خدا و پيامبرش او را دوست ميدارند ، گفت او را در حالى كه درد چشم داشت ميبردم ، پس پيامبر خدا ( ص ) آب دهانش را به چشم او زد ، بعد علم را به او داد ، على بيرون آمد ، و مرحب شمشيرش را بالا برده و پائين مىآورد و با اين وسيله اعلان خطر ميداد ، و ميگفت : اهل خيبر ميداند كه بتحقيق من مرحبم ، مردى با سلاح تمام و پهلوانى آزموده هستم وقتى كه با مردان شجاع و قوى روبرو شده ، و آتش جنگ افروخته گردد ، على ( ع ) فرمود : من همانم كه مادرم مرا حيدرة ناميده مانند شير بيشهها قوى و نيرومند ، كه شما را با شمشير پيمانه مىكنم مانند